السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

45

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

حضرت را بر زبان ببرد ، نداشت . ازاين‌رو در وقت روايت از على ( ع ) مجبور بود بگويد كه اين حديث از ابو زينب است . وى مىگويد : احاديثى كه دربارهء فضايل على ( ع ) وارد شده اگر در حد شهرت و استفاضه و كثرت ناقلان ، تا آن حد نبود ، به علت احتمال خوف و تقيه آنان از بنى مروان ، با وجود طول مدت حكومت و شدت عداوت آنان با على ( ع ) نمىتوانستيم بر صحت آنها قطع پيدا كنيم و اگر براى خدا در اين مرد ( على ( ع ) ) آن رازى كه او مىداند نبود ، دربارهء فضل او نه حديثى نقل مىشد و نه منقبتى براى او ذكر مىكردند . اين همان سبب انتشار فضايل حضرت است ، نه آن‌چه برخى از نويسندگان پنداشته‌اند . چرا على ( ع ) اين‌گونه است ؟ و حال آنكه بسيارى از صحابه راه خود را از او جدا كرده بودند . سعد و ابن عمرو پس از كشته شدن عثمان با على بيعت نكردند و حتى شخص دوم به يزيد بن معاويه دست بيعت داد . همچنين عده‌اى ديگر از صحابه ، مانند محمد بن مسلمه و اسامة بن زيد و تنى چند با او بيعت نكردند . اما در مقابل آن حضرت آنان را مجبور به بيعت نكرد و آنان نيز خود را به كنارى كشيدند . على دربارهء آنان فرمود : ايشان گروهى هستند كه حق را خوار داشتند و باطل را نيز يارى نكرده‌اند . اهل جمل نيز با آنكه از صحابه بودند ، بيعت خود را با على شكستند . كينه و دشمنى پسر زبير با آن حضرت آشكار بود . هنگامى كه عايشه ام المؤمنين حديث خروج پيامبر ( ص ) در هنگام بيماريش را نقل مىكرد كه پيامبر بر دستان فضل و مرد ديگرى تكيه داده بود ، و اين مرد على ( ع ) بود ، ولى وى از تصريح به نام آن حضرت خوددارى مىكرد . همچنين گفتار و سجود عايشه در وقتى كه خبر مرگ على را به او مىدهند نيز مشهور و معروف است . در كشف الغمه از يونس بن حبيب نحوى نقل شده است كه گفت : به خليل بن احمد گفتم مىخواهم از تو دربارهء مسأله‌اى ، پرسش كنم كه آن را بر من پوشيده داشته‌اى خليل گفت : گفتار تو نشان مىدهد كه جواب از سؤال سخت‌تر بوده است كه تو نيز آن را پنهان داشته‌اى . گفتم : آرى ، عمرت دراز باد ! گفت : آنچه مىخواهى بپرس . گفتم : ياران پيامبر ( ص ) را چه مىشود ؟ تو مىگويى همهء آنان زادهء يك مادرند و على بن ابيطالب در ميان ايشان مانند فرزندى است كه از مادرى ديگر باشد ؟ گفت : على از نظر تقدم در اسلام از همه بيش‌تر و از جهت علم از همه برتر و از نظر شرف از همه بالاتر ، و در امر جهاد از همه پرسابقه‌تر است و مردم عادتا به كسانى كه شبيه خودشان باشند راغب‌ترند ، تا كسانى كه از ايشان فاصله داشته باشند . صدوق در امالى و علل الشريع از ابن دريد از رياشى از ابو زيد نحوى از سعيد بن اوس انصارى نقل مىكند كه گفت : از خليل بن احمد عروضى پرسيدم : چرا مردم با آنكه على از ديگر مردمان به پيامبر قرابت نزديك‌ترى داشت و در بين مسلمانان از جايگاه ويژه‌اى